مثل نخ کردن سوزن “اعصـــــــــــاب” می خواهد …
بقیه در ادامه ی مطلب از دست ندید
.
.
ما که رفتیم ولی به اونی که پیششی بگو “عاشقتم” تیکه کلامته …
.
.
.
.
این قدر مرا از رفتنت نترسان …
ماندن کنار من لیاقت می خواست نه بهانه …
می خواهی بروی برو … بلند می گویم به درک که رفتی …
.
.
.
من یک سیلی به تو بدهکارم وقتی آن همه تمبر “دوستت دارم” روی گونه هایت چسباندم …
وقت رفتن باید مهر “باطل شد” رویشان می زدم !
.
.
.
هی فلانی ، من زاده ی تنهاییم …
خدا تو را برای “او” نگه دارد …
.
.
.
خیلی وقت است که کــــات گفته ام . . .
ولی تو همچنان برایم بــــازی میکنی . . .
.
.
.
.
دم از مردونگی نزن
سنگینـــه
سرفت میگیره . . !
.
.
.
به جهنـم که نیــــستی ..؛
مگـر مغـول ها یک قـرن تمـام حمله نکردنـد ..؟
مگر نگـذشت ..؟
نبـودن تـو هـم مـی گـذرد ..!
.
.
راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود !
تو … هیچ کجا نیستی…
سلام نوشین داداشی...مگه میشه آپ شما قشنگ نباشه...



خیلی قشنگ بود...لذت بردم...
سلام داداش یونس مرسی که سر زدی
مهربانیت را مرزی نیست ،یقین دارم فرشته ای قبل از آفرینشت قلبت را بوسیده....
اینم برای تو عزیز
مرسی که سر زدی
تو هیچ کجا نیستی......
نه نیستی چی کار کنم حالا؟؟؟؟؟