سلام دوستان جمعه ساعت 7 صبح پدربزرگم فوت
کرد بدجوری حالم گرفت باورم نمی شد تا دیروز که
سوم ش بود رفتم وایستادم سر قبرش عکسش رو
دیدم اسمش...همش درست بود....وایستادم فقط
نگاه کردم به عکسش که تو قاب عکس گذاشته
بودن
با یه ربان مشکی ....یاد خاطراتم افتادم یاد اون روز
هایی که بچه بودم و پدربزرگم واسم تخمه مغز می
کرد ...یاد اون روز هایی که سر سفره به من می
گفت نوشین جان یه لیوان آب برام بیار... یاد اون روزی
که تو خونمون بود..روی تختم ...دارم حسرت اون روز
ها رو می خورم که چرا پیشش نبودم..چرا بیشتر
نگاهش نکردم .......
سلام..آبجی گلم...واقعا متاسف شدم..ایشالله غم آخرت باشه...


ممنونم یونس جان
از دست دادن یه عزیز خیلی سخته عزیزم غم آخرت باشه
مرسی عسیسم
وای خیلی ناراحت شدم...خدا رحمتشون کنه... من خوب حالتو درک میکنم..شایدم بهتر ازخودت... فقط براشون قران بخون...الهی اینقدر دیر به دیر غم ببینی که یادت نیاد غم قبلیو....
ممنون داداش امیر
خدا رحمت کنه پدر بزرگ عزیزتون رو
انشالله آخرین غمتون باشه گلم
عزیزم بهتزی از لحاظ روحی
عزیزم خیلی سخته میدونم ولی یه روزی همه میرن



تسلیت میگم
عزیزم خیلی سخته میدونم ولی یه روزی همه میرن

تسلیت میگم
سلام،متاسفم خدا رحمتش کنه،بهرحال یک روز به دنیا میایم و یک روز از دنیا میرم ما به خانواده عادت کردیم و زیاد دوستشان داریم،خیلی عزیزانی هستن از بین ما رفتن و یادشون در دل و جانمون هست،غم اخر باشه،فاتحه براش خوندم
عزیزم هنوز حالت خوب نشده
هنگامه جا ب لطف دل گرمی های شما الانحالم خیلی خوبه من اگه شما ها رو نداشتم چی کار می کردم؟