X
تبلیغات
رایتل

شبها خوابم نمی برد…


از دد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبم


بی انصاف…


محکم زدی جایش مانده است…

  بقیه در ادامه روببین

 

عشق چیز عجیبی نیست عزیز دلم!
همین است که تو دلت بگیرد و من نفسم!



آدمها تو را <نمیفهمند> تنها ترجمه ات میکنند آن هم به زبان خودشان.





درد دارد … وقتی چیزی را کسر میکنی ، که با تمام وجودت جمع زده ای!
این روزها تمام وجودم از تلاش برای کسر خاطرات تو درد میکند ، عجیب است .. هنوز هم تو با منی …





خیلی دیره ؛
وقتی که تازه می فهمی اونی که از همه ساکت تر بود ،
بیشتر از همه دوستت داشت ،
ولی ….
تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغی بود … !




بعد از سالها دختر کبریت فروش را دیدم بزرگ و زیبا شده بود ، به او گفتم کبریت هایت کو میخواهم این سرزمین را به آتش بکشم ؟
خنده ی تلخی زد و گفت : کبریت هایم را نخریدند ، سالهاست که خودم را میفروشم...


 



همه اتفاق هاى خوب افتادند و دست و پایشان شکست!
این روزها اتفاق هاى خوب از ترس اتفاق هاى بد از افتادن میترسند…




شبها خوابم نمی برد…
از دد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبم
بی انصاف…
محکم زدی جایش مانده است…



غمگینم…
همانند مرد هزار چهره که میگفت:
نمی دانم چرا در زندگیم هی نمیشود…





به یاد اونیکه” دوست داشتنو” با تمام وجود یادش دادم و اون رفت ب یکی دیگه امتحان پس داد!!!

 



[ جمعه 13 بهمن‌ماه سال 1391 ] [ 20:39 ] [ Nooshin ]

درباره ی اشک طوفانی
حرف های من
امکانات وب
تعداد بازدید ها: 42199
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ