X
تبلیغات
رایتل

تو آن باران تند بی قراری که راهی غیر باریدن نداری ، نمی ماند نشانی از بدی ها اگر بر تک تک دلها نباری.

.

.

.
بقیه اش تو ادامه مطلبه...

مثل باران چشمهایت دیدنی است ، شهر خاموش نگاهت دیدنی ست ، زندگانی معنی لبخند توست ، خنده هایت بی نهایت دیدنی ست.

.

.

.

بی تو هر شب عاشقی بارانی ام لاله پژمرده و زندانی ام / بی تو در کنج همه دلواپسی / بی تو من آغاز یک ویرانی ام.

.

.

.

همیشه ابرا می بارن اما همه عاشق ستاره ها میشن مواظب باش چشمک ستاره ، گریه ی ابرو از یادت نبره..

.

.

.

یک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب های بارانی از یاد می رود این است حکایت آدم ها ، فراموشی.

.

بقیه جملات بسیار زیبای بارونی در ادامه مطلب


.

.

تو طراوت باران ، تو سخاوت زمینی / تو کرانه های قلبم ، بهترین ، تو بهترینی.

.

.

.

طنین آشنای برف و باران ببین اکنون صدای برف و باران ، زلالی و سپیدی درهم آمیخت میان خنده های برف و باران.

.

.

.

چو کودک زیر باران می دویدم ، چه نجواهایی که از باران شنیدم ، من از آیات سبز آفرینش ، تماشایی تر از باران ندیدم.

.

.

.

به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی / گرچه پائیز نشد همدم و همسایه من / به که گویم که تو باران زمستان منی.

.

.

.

سکوتم را به باران هدیه کردم / تمام زندگی را گریه کردم / نبودی در فراق شانه هایت / به هر خاکی رسیدم تکیه کردم.

.

.

.

نگاهم یاد باران کرده امشب ، مرا سر در گریبان کرده امشب ، غم و فریاد من از این و آن نیست ، دلم یاد رفیقان کرده امشب.

.

.

.

همراز کویرم تب باران دارم. در سینه دلی شکسته پنهان دارم. بر گوشه سنگ قبر من بنویسید من هر چه که دارم از رفیقان دارم.

.

.

.

پشت یک تنهایی شبی نمناک و بارانی ، تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.

.

.

.

تا نباشد این جدایی ها ، کس نداند قدر یاران را ، کویر خشک می داند بهای قطره باران را…

.

.

.

بی تو من از نسل بارانم ، چون ابر بهارانم گریانم بی تو من با چشم گریان سیل غم برد آشیانم.

.

.

.

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم ، چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم ، یا من برسم به یار و یا یار به من ، یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم.

.

.

.

روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم آنقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت.

.

.

.

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی / شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی / آه باران من سراپای وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی.

.

.

.

غلط کرده باران

حالا که مرا به تو بد عادت کرده

بی تو می بارد

روز و شب

بی خستگی

وقتی خودت نیستی،

باران هست

.

.

.

چقدر این دوست داشتن های بی دلیل…خوب است!

مثل همین باران بی سوال

که هی می بارد…

که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد!!

.

.

.

با ابرها چه غصه‌ی پنهانی‌ست؟

این عصرِ چندشنبه‌ی بارانی‌ست؟

وقتی که می‌بُریم مدام از هم

این عشق نیست، چاقوی زنجانی‌ست

.

.

.

آمدن را

از باد و باران بیاموز

رفتن را

از دل ِ من.

.

.

.

باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم: من تنها نیستم, تنها منتظرم

.

.

.

پنجره ی باران خورده ات را باز کن

چند سطر پس از باران

چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده

دلم برایت تنگ است

.

.

.

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ، ولی باران نمیدانند که من دریایی از دردم ، به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم

.

.

.

اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند

.

.

.

بغضهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی قلب من است که از چشمان آسمان بیرون میریزد

[ پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1391 ] [ 12:29 ] [ Nooshin ]

درباره ی اشک طوفانی
حرف های من
امکانات وب
تعداد بازدید ها: 42199
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ